تبليغاتX
نوشته های پراکنده

نوشته های پراکنده

در زندگی زخمهایی است که مثل خوره روح را اهسته و در انزوا می خورد و میتراشد

واقعا چرا برام این اتفاقات میوفته نمی دونم. اما جالبه که ادمایی که میان تو زندگیم هیچکدوم اونجایی که میخوام باشن نیستن. همه اشتباهی میشن!!!!!!!!!!!!! اونی که استادم یه چیز دیگه می شه اونی که میخوام دوستم داشته باشه میشه یه دوست معمولی هرازگاهی اونی که میخوام مال من باشه میشه یه شریک .............. بیخیال اصلا.

فریاد رسی نیست کسی را که کسی نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 12:41  توسط سر در گم  | 

یک مورد به گل نشستگی از نوع بسیار عمیق.

مکان: در سیاه چاله روح.

زمان: ازل.

پ.ن. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!!!!!!!

پ.ن. این سبز با سبز معروف این روزها هیچ ارتباطی نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 21:38  توسط سر در گم  | 

و کلا در اوهام بسر میبرم و فقط نباتی زندگی  میکنم.

 متنفرم از همه چیز و همه کس و از خودم.

مثل اینه که تو خواب دارم راه میرم. همه چیز دوره هیچ چیزی هم نه خوشحالم میکنه نه تغییری برام ایجاد می کنه.

و ملالی نیست جز اتمام زندگی و به انتها رسیدن

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 16:26  توسط سر در گم  | 

چه روزهایی. چه هیجان و تبی. مردم به تنگ آمده من هم البته. مفری برای تخلیه انرژی و البته همه بازی است. بازیگردان حرفه ای اما از ترس بی تفاوتی مردم بازی جدیدی شروع کرد. اما با این شرایط حتی اگر به اندازه حرکت یک سرباز در صفحه شطرنج هم بازی کنیم لذت بخش است.  

 

دوست دارم به کروبی رای بدم چون مرد عمله و اهل جمع کردن نیروها  ولی  برنامه های اقتصادی و توانمندی محسن رضایی را قبول دارم و متانت موسوی.  اما موج سبز موسوی  برای مخالفت با دولت فعلی جالبه. حالا به کی رای بدم؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:47  توسط سر در گم  | 

 

توصیه می کنم سی دی "به نام گل سرخ" با صدای سالار عقیلی را حتما بخرید. واقعا عالیه. حالها رفته بر من تو این دو هفته که شبانه روز دارم گوشش می کنم. واقعا اگه نبود نوشتن رساله ام پیش نمی رفت!! 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:30  توسط سر در گم  | 

 سلام و صد سلام

عیدتون مبارک و امیدوارم سال خوبی باشه واسه همه

از احوالات ما بپرسید(اگر) خوبیم و ملالی نیست جز نوشتن پایان نامه که بد سنگینی می کنه

خلاصه در این سال جدید دایی اخراج شد و مایلی کهن اومد و میر حسین موسوی شروع به فعالیت کرد و رئیس ایران خودرو اخراج شد و ............... باز هم تورم و گرانی و بد بختی اما بلاخره ایران دیگه.

اما خیلی باحال بود فارسی حرف زدن اوباما وقتی تبریک عید می گفت.

دوست دارم بیشتر بیام اینجا و حرف بزنم  که کمتر عقده ای بشم

پ.م. آقا یکی به این داداش ما بگه اینهمه تعارف واسه چیه. سخت میگیری که چی. ما که راحتیم و تعارفی نداریم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 12:26  توسط سر در گم  | 

پشه گفت: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

از این گونه سفر به اقاصی

رهاوردی نیست

شی و ملکوت بی قرارند از میل مرگ

نه بابل و نه بره ناجی نیست.

زنبور گفت:

خواب دیده ام که کسی می اید

در راههای او تامل کن

در پرتو رخشندگی انگورهای نرم

و لحظه یابندگی

و برخور از لطف سکوت.
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 13:50  توسط سر در گم  | 

آوازۀ شيری در اطراف جهان شايع گشته بود مردی از برای تعجب از مسافت دور قصد آن بيشه كرد برای ديدن آن شير يکساله راه مشقت كشيد و منازل بريد چون در آن بيشه رسيد و شير را از دور بديد ايستاد و بيش نمی‌توانست رفتن گفتند آخر شما چندين راه قدم نهاديت برای عشق اين شير و اين شير را خاصيتی هست كه هركه پيش او دلير رود و به عشق دست بروی مالد هيچ گزندی بوی نمی‌رساند و اگر كسی ازو ترسان و هراسان باشد شير از وی خشم مي‌گيرد بلک بعضی را قصد میكند كه چه گمان بدست كه در حق من می‌بريد چيزي كه چنين است یکساله راه قدم‌ها زدی اكنون نزديک شير رسيدی اين استادن چيست قدمي پيشتر نهيد كس را زهره نبود كه يک قدم پيشتر نهد گفتند آن همه قدمها زديم آن همه سهل بود يک قدم اينجا نمی‌توانم زدن(فیه ما فیه)


ایمان ضرورت هر باوره،هستۀ فاعل تمناست،مرثیۀ نامرادی ست و برق صائب ترقی، آتش پرومته ست،غایت اشتهای خالص از انکار است و کاروانسالار امل است،کفران بت دویی ست،شاهکار صدق است و خود خواهش


افسوس، با آن قدم چه کنم؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 10:45  توسط سر در گم  | 

 اینو شنیدین؟؟؟؟؟

همسر ا ح م د ی ن ژ ا د  در نامه ای سر گشاده از بانوی اول مصر خواست تا از نفوذ خود در حل معضل غزه استفاده کند.

* شما یاد چی می افتین خدایی؟؟؟؟!!!!

* خاله خانباجی های بین المللی ندیده بودیم که به مدد اینها دیدیم!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 13:39  توسط سر در گم  | 

می دانم که خیلی دیر به دیر به اینجا سر می زنم اما دوستش دارم و گاهی وسط کارها این احساس دست می دهد  که ای کاش می شد همین الان همه را در وبلاگت بنویسی. به هر حال.  

چون هنوز بحث غزه موضوع روز است  می گویم که در مورد غزه اگر بخواهم روراست باشم می ترسم سرم را بزنند!!!!!!!!!!!!  ما از بس دلمان برای همسایه سوخته یادمان رفته که ما هم فرزند دردمندی در خانه داریم که به ما نیاز دارد. که باید به علاجش بپردازیم  و نگذاریم که با بیماریهای دیگر از پا در اید. بیچاره ایرانیان!!!

ویل دورانت در تاریخ تمدن می گوید انسانها به شدت تمایل به تنها زندگی کردن دارند و تشکیل هر گونه جمع و نظام اجتماعی صرفا ناشی از نیازی است در جهت رفع حاجاتی که فردی قادر به انجام انها نیست. من کاملا مخالفم چون فکر میکنم انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و از حضور در جمع همنوعان و هر گونه  فعالیت اجتماعی لذت می برد. مثال ان هم کسانی که در اجتماعات بشر دوستانه برای کمک به دیگران شرکت می کنند.

دلم برای شاد بودن به شدت تنگ شده است. دلم برای لذت بردن از تابش خورشید و دیدن نوزادان در آغوش مادر تنگ شده است. دلم اسودگی می خواهد. لحظه ای و حتی ذره ای. به کجا میرسم با این دید تار و تیره؟؟  

مرا گویی که را یی                   من چه دانم     من چه دانم     

چنین مجنون چرایی                   من  چه دانم    من چه دانم     

مرا گویی تو را با این قفس  چیست       

اگر مرغ هوایی   این قفس چیست   من چه دانم      من چه دانم     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 21:49  توسط سر در گم  |