فریاد رسی نیست کسی را که کسی نیست.
مکان: در سیاه چاله روح.
زمان: ازل.
پ.ن. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!!!!!!!
پ.ن. این سبز با سبز معروف این روزها هیچ ارتباطی نداره
متنفرم از همه چیز و همه کس و از خودم.
مثل اینه که تو خواب دارم راه میرم. همه چیز دوره هیچ چیزی هم نه خوشحالم میکنه نه تغییری برام ایجاد می کنه.
و ملالی نیست جز اتمام زندگی و به انتها رسیدن
دوست دارم به کروبی رای بدم چون مرد عمله و اهل جمع کردن نیروها ولی برنامه های اقتصادی و توانمندی محسن رضایی را قبول دارم و متانت موسوی. اما موج سبز موسوی برای مخالفت با دولت فعلی جالبه. حالا به کی رای بدم؟؟؟!!!!
توصیه می کنم سی دی "به نام گل سرخ" با صدای سالار عقیلی را حتما بخرید. واقعا عالیه. حالها رفته بر من تو این دو هفته که شبانه روز دارم گوشش می کنم. واقعا اگه نبود نوشتن رساله ام پیش نمی رفت!!
عیدتون مبارک و امیدوارم سال خوبی باشه واسه همه
از احوالات ما بپرسید(اگر) خوبیم و ملالی نیست جز نوشتن پایان نامه که بد سنگینی می کنه
خلاصه در این سال جدید دایی اخراج شد و مایلی کهن اومد و میر حسین موسوی شروع به فعالیت کرد و رئیس ایران خودرو اخراج شد و ............... باز هم تورم و گرانی و بد بختی اما بلاخره ایران دیگه.
اما خیلی باحال بود فارسی حرف زدن اوباما وقتی تبریک عید می گفت.
دوست دارم بیشتر بیام اینجا و حرف بزنم که کمتر عقده ای بشم![]()
پ.م. آقا یکی به این داداش ما بگه اینهمه تعارف واسه چیه. سخت میگیری که چی. ما که راحتیم و تعارفی نداریم.
پشه گفت: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
از این گونه سفر به اقاصی
رهاوردی نیست
شی و ملکوت بی قرارند از میل مرگ
نه بابل و نه بره ناجی نیست.
زنبور گفت:
خواب دیده ام که کسی می اید
در راههای او تامل کن
در پرتو رخشندگی انگورهای نرم
و لحظه یابندگی
و برخور از لطف سکوت.ایمان ضرورت هر باوره،هستۀ فاعل تمناست،مرثیۀ نامرادی ست و برق صائب ترقی، آتش پرومته ست،غایت اشتهای خالص از انکار است و کاروانسالار امل است،کفران بت دویی ست،شاهکار صدق است و خود خواهش
افسوس، با آن قدم چه کنم؟!
همسر ا ح م د ی ن ژ ا د در نامه ای سر گشاده از بانوی اول مصر خواست تا از نفوذ خود در حل معضل غزه استفاده کند.
* شما یاد چی می افتین خدایی؟؟؟؟!!!!
* خاله خانباجی های بین المللی ندیده بودیم که به مدد اینها دیدیم!!!!
می دانم که خیلی دیر به دیر به اینجا سر می زنم اما دوستش دارم و گاهی وسط کارها این احساس دست می دهد که ای کاش می شد همین الان همه را در وبلاگت بنویسی. به هر حال.
چون هنوز بحث غزه موضوع روز است می گویم که در مورد غزه اگر بخواهم روراست باشم می ترسم سرم را بزنند!!!!!!!!!!!! ما از بس دلمان برای همسایه سوخته یادمان رفته که ما هم فرزند دردمندی در خانه داریم که به ما نیاز دارد. که باید به علاجش بپردازیم و نگذاریم که با بیماریهای دیگر از پا در اید. بیچاره ایرانیان!!!
ویل دورانت در تاریخ تمدن می گوید انسانها به شدت تمایل به تنها زندگی کردن دارند و تشکیل هر گونه جمع و نظام اجتماعی صرفا ناشی از نیازی است در جهت رفع حاجاتی که فردی قادر به انجام انها نیست. من کاملا مخالفم چون فکر میکنم انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و از حضور در جمع همنوعان و هر گونه فعالیت اجتماعی لذت می برد. مثال ان هم کسانی که در اجتماعات بشر دوستانه برای کمک به دیگران شرکت می کنند.
دلم برای شاد بودن به شدت تنگ شده است. دلم برای لذت بردن از تابش خورشید و دیدن نوزادان در آغوش مادر تنگ شده است. دلم اسودگی می خواهد. لحظه ای و حتی ذره ای. به کجا میرسم با این دید تار و تیره؟؟
مرا گویی که را یی من چه دانم من چه دانم
چنین مجنون چرایی من چه دانم من چه دانم
مرا گویی تو را با این قفس چیست
اگر مرغ هوایی این قفس چیست من چه دانم من چه دانم
